عبد الرضا سالار بهزادى

305

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

دورهء چهارم 1315 تا 1317 قمرى « . . . كاش شما رياست نداشتيد ! » گلوله‌اى كه در هفدهم ذيقعدهء 1313 ناصر الدين شاه را در حرم حضرت عبد العظيم به قتل رسانيد سلطنت خاندان قاجار را به بستر احتضار فرستاد . قتل ناصر الدين شاه آغازى بود بر پايان حكمروايى قاجار و بر شروع دورهء جديدى در تاريخ ايران . دوران پنجاه سالهء سلطنت ناصر الدين شاه و نيز شخصيت فردى وى كه بنابر طبيعت حكومت استبدادى بطور كلى و شيوهء سلطنت وى على الخصوص بطور مستقيم در نحوهء ادارهء مملكت تأثير گذارده بود سرشار از تضاد بود ؛ و تأثير اين عوامل به علت طول دوران سلطنت وى تا مدتهاى مديد در تمام شئون سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى ، . . . اين مملكت مشهود بوده ، و حتى هنوز نيز رنگ در حال زوال دوران ناصرى را در جاى جاى حيات اين ملّت مىتوان تشخيص داد . ما را اينك مجال بحث و تفحص در باب ماهيت و ويژگيهاى اين دوران پنجاه سالهء سرنوشت‌ساز از تاريخ ايران و شخصيت ناصر الدين شاه نيست ، اما اجمالا اشاره به دو خصوصيت وى در امر حكومت براى درك اوضاع بعد از او ضرورى مىنمايد . نخست آنكه وى در تمام طول مدت سلطنت خود سعى مىكرد تمامى امور را ، از كلى و جزئى ، حتى المقدور شخصا رسيدگى نموده و در تمامى موارد شخصا تصميم‌گيرى نمايد . نتيجهء اين امر كه علاوه بر ماهيت استبدادى آن ، ميراث تعليم و تربيتهاى اوليهء ميرزا تقى خان اميركبير بود ، احاطه و آگاهى شخص شاه بر كليهء مسائل مملكت بود . شايد در طول تاريخ جديد ايران ، از آغاز سلطنت فتحعلى شاه تا پايان سلطنت خاندان پهلوى ، تنها دو پادشاه رضا شاه و ناصر الدين شاه اين‌چنين اصرارى در آگاهى از امور و تصميم‌گيرى در جزئىترين مسائل مملكت داشته‌اند . خصوصيت ديگر ناصر الدين شاه در امر سلطنت استعداد شخصى وى در شناخت افراد و قابليتهاى آنها بود . با قتل ناصر الدين شاه در آستانهء برگزارى پنجاهمين سال سلطنتش ، شيرازهء امور مملكت به تدريج شروع به از هم پاشيدن نمود . گردونهء زمانه و اوضاع و احوال كلى دنيا ديرزمانى بود كه در جهت عكس نظام